الاسکا
پیرمرد اب دهانش از الاسکاهایی که بچه ها لیس میزدند راه افتاده بود تمام پول گدایی را داد یک الاسکا گرفت دندانهایش را خانه جا گذاشته بود…
پیرمرد اب دهانش از الاسکاهایی که بچه ها لیس میزدند راه افتاده بود تمام پول گدایی را داد یک الاسکا گرفت دندانهایش را خانه جا گذاشته بود…